X
تبلیغات
مقالات حسابداری - اقلام مربوط بهای تمام شده

اقلام مربوط بهای تمام شده (هزینه های تفاضلی ) :

مربوط بودن : یعنی  برای تصمیم گیری مفید باشد ، در واقع اطلاعاتی مربوط هستند که برای اخذ تصمیم مفید باشد .

مسائل مدیریتی در تصمیم گیری :

مسئله مهم در تصمیم گیری درک اطلاعات مهم و اثر گذار بر تصمیمات است . تجزیه  و تحلیلی که درمورد گزینه های تصمیم گیری تهیه می کنیم شامل درآمدها و هزینه های مورد انتظار آینده می باشد و تنها درآمدها و هزینه هایی که انتظار می رود در آینده بوجود آیند و با توجه به گزینه های مختلف متفاوت خواهند شد ، مهم و اثرگذار بر تصمیمات هستند . اقلام مورد انتظار مثل مواد ، دستمزد و سربار سال آتی نمونه هایی از هزینه های مربوط هستند .

هزینه های مربوط هزینه هایی هستند که دارای دو ویژگی زیر باشند :

انتظار وقوع این اقلام در دوره های مالی آتی وجود داشته باشد .

مقدار این اقلام برای هر یک از راه حل ها متفاوت باشد .

1.      هزینه های مربوط :

2.      1-  هزینه مواد مستقیم

3.       2- دستمزد مستقیم

4.        3- هزینه متغیر سربار

5.       4- سایر هزینه متغیر (هزینه های متغیر عملیاتی "متغیر اداری و متغیر توزیع و فروش ")

6.       5- هزینه ثابت اختیاری (قابل حذف یا قابل اجتناب )

7.       6- هزینه فرصت از دست رفته(هزینه فرصتی که موسسه بر اثر رد یک راه حل در ارتباط با استفاده از منابع خود از دست می دهد *نکته : در دفاتر ثبت نمیشود و برای تصمیم گیری مورد توجه مدیران است * )

8.       7- هزینه منتسب (هزینه ای که هیچ گونه مصرف پولی به همراه ندارد  و معرف هزینه یا ارزش منبعی است که با ارزش موارد استفاده آن اندازه گیری میشود)

9.       

10.  هزینه های غیر مربوط (هزینه هایی که برای راه حل های گوناگون متفاوت نیستند و بر تصمیم گیری تاثیر ندارد):

11.  1- هزینه ریخته (هزینه از دست رفته) : هزینه ای که در گذشته اتفاق افتاده در تصمیمات آینده مورد استفاده قرار نمی گیرد "مثل ارزش دفتری دارایی قدیمی در مواردی که دارایی قدیم با دارایی جدید معاوضه شود "

12.  2- هزینه ثابت تخصیص یافته (غیر اختیاری ، غیر قابل حذف )

13.   

14.  نکته : مدیران هنگام تصمیم گیری باید به اثرات تصمیم خود در بلند مدت و کوتاه مدت توجه کنند و در مدیریت هزینه برای بهبود  تصمیمات از دو منبع مهم استفاده میشود :

15.  1- تجزیه و تحلیل هزینه های اثر گذار (دوره کوتاه مدت)

16.  2- تجزیه و تحلیل هزینه های استراتژیک(دوره بلندمدت)

17.  نکته : هزینه های اثر گذار میتواند ثابت یا متغیر باشد و معمولا" از دیدگاه تصمیم گیری هزینه های متغیر مهم و اثر گذارند زیرا با توجه به هر گزینه پیش رو متفاوند و از نوع تعهد شده نیستند. ولی باید توجه داشت که گاهی هزینه های متغیر نامربوطند .

18.  نکته : در بلند مدت تمامی هزینه ها متغیرند .

نکته :

اقلامی که مقدار آن برای هر یک از راه حل های در دست بررسی متفاوت است به تجزیه و تحلیل در تصمیم گیری ها کمک می کند اقلامی که در کلیه راه حل ها مقادیر آن یکسان است اثری بر تصمیم گیری ندارد. مثلا وقتی که مسئله مورد بررسی خرید یک ماشین پرس خودکار یا دستی باشد و هزینه دستمزد کارگر ماهر در صورت خرید هر یک از این ماشین ها 400 ریال باشد به دلیل اینکه این نرخ برای راه حل های متفاوت یکسان است در زمره اقلام مربوط نیست . اما اگر درصورت خرید ماشین خودکار هزینه کارگر ماهر 400 ریال و در صورت خرید ماشین دستی هزینه کارگر نیمه ماهر 300 ریال باشد ، در این صورت به دلیل نرخ های متفاوت در زمره اقلام مربوط محسوب می شوند . تفاوت بین این دو نرخ اصطلاحا اقلام تفاضلی بهای تمام شده نامیده می شوند و به صورت زیر محاسبه می گردد :

اقلام بهای تمام شده راه حل دوم – اقلام بهای تمام شده راه حل اول = اقلام تفاضلی بهای تمام شده

100=300-400: اقلام تفاضلی بهای تمام شده مثال فوق

نکته :

هزینه های مربوط با توجه به نوع تصمیم تعیین می شوند یعنی هزینه هایی که در یک تصمیم مربوط محسوب می شوند ممکن است در تصمیم دیگر غیر مربوط تلقی گردد .

بطور کلی در اغلب مواقع هزینه های متغیر تولید از قبیل مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم و سربار متغیر و هزینه های متغیر عملیاتی (متغیراداری و متغیر توزیع و فروش) هزینه های مربوط تلقی می گردد . علاوه بر موارد فوق هزینه های سربارثابت قابل اجتناب و هزینه فرصت از دست رفته (هزینه فرصت از دست رفته به علت انتخاب یک راه حل به جای راه حل دیگر ) جزء هزینه های مربوط هستند .

مراحل تصمیم گیری :

تصمیم گیری شامل 5 مرحله می باشد :

1.       جمع آوری اطلاعات

2.       پیش بینی

3.       انتخاب یک گزینه

4.       اجرای تصمیم

5.       ارزیابی عملکرد

مدیران برای انتخاب از میان گزینه ها از الگوی تصمیم گیری استفاده می کنند . الگوی تصمیم گیری روشی برای تصمیم گیری است و شامل تجزیه و تحلیل کیفی و کمی است . حسابداران با مدیریت همکاری کرده و داده های مهم را تجزیه وتحلیل می کنند و اطلاعات مهم را ارائه میکنند .

مدیران نتیجه های حاصل از گزینه ها را در دو گروه گسترده قرار می دهند : کمی و کیفی . عوامل کمی عبارتند از نتیجه هایی را که می توان بر حسب عدد بیان کرد که برخی به صورت مالی هستند و می توان آنها  را بر حسب پولی بیان کرد .مثل هزینه مواد اولیه و دستمزد مستقیم ساخت . ولی سایر عوامل کمی بصورت غیر مالی هستند و می توان آنها را بر حسب عدد بیان کرد ولی نمی توان آنها را بر حسب پولی بیان کرد مثل کاهش مدت زمان تولید محصول جدید در یک واحد تولیدی . عوامل کیفی نتیجه هایی هستند که نمی توان به صورت دقیق آنها را بر حسب عدد بیان نمود مثل روحیه کارکنان . معمولا تحلیلگران هزینه های مهم و اثر گذار به عوامل کمی که به صورت مالی هستند توجه می کنند .

مدیران هنگام تجزیه و تحلیل هزینه های مورد انتظار آینده باید به دو مسئله بالقوه توجه داشته باشند :

1.       مبادا مفروضات نادرست در نظر بگیرند یعنی اینکه فکر کنند در تصمیم گیری تمامی هزینه های متغیر مهم و اثر گذارند و هزینه ثابت مهم و اثر گذار نیستند .

2.       مبادا در تصمیم گیری فقط توجه خود را معطوف بهای تمام شده واحد کنند و هزینه های دیگر را مد نظر قرار ندهند .

موارد استفاده از هزینه های مربوط بهای تمام شده :

1.       تصمیمات ساخت یا خرید

2.       پذیرش سفارش مخصوص

3.       تصمیم گیری درباره فروش محصولات مشترک در نقطه تفکیک یا پردازش اضافی آنها

4.       انتخاب یک راه حل برای تولید از بین راه حل های مختلف

5.       توقف یا ادامه تولید محصولات

6.       تصمیمات قیمت گذاری محصولات جهت فروش

7.       استفاده از منابع کمیاب

 

تصمیمات ساخت یا خرید :

این مورد زمانی بوجود می آید که شرکت به طور همزمان فرصت داشته باشد محصولی را تولید یا از تولید کنندگان بیرونی خریداری کند . در چنین شرایطی برای تصمیم گیری بهینه باید قیمت تمام شده محصول تولید شده را محاسبه و با قیمت خرید از بیرون مقایسه کنیم . چنانچه قیمت خرید بیرون از قیمت تمام شده محصول کمتر باشد بنابراین توقف تولید محصول و خرید آن محصول از بیرون توجیه اقتصادی دارد . جمع اقلام مربوط محصول عبارت است از : مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سربار متغیر + سربار ثابت قابل اجتناب + هزینه فرصت از دست رفته .

مثال اول :

شرکت آلفا به ساخت کامپیوتر مشغول است و برای ساخت محصول خود سالانه به 5000 واحد قطعه ب نیاز دارد که قمیت تمام شده آن در سطح ظرفیت عادی بشرح زیر است :

قیمت تمام شده هر واحد :

مواد مستقیم       1000 ریال

دستمزد مستقیم    700  ریال

سربار             1300 ریال  ( 60% ثابت و غیر قابل اجتناب)

فرض الف )) اخیرا یک شرکت سازنده این قطعه پیشنهاد کرده که حاضر است این قطعه را به قیمت هر واحد2300 ریال تامین نماید . به نظر شما شرکت آلفا قطعه را بخرد یا تولید کند ؟

حل :

هزینه های مربوط تولید قطعه ب :

مواد مستقیم       1000 ریال

دستمزد مستقیم    700  ریال                               

سربار               520 ریال  ( 40% *1300)

جمع :             2220 ریال

(هزینه تولید )  (بهاي خريد)در نتیجه : تولید توجیه اقتصادی دارد .

 

فرض ب )) چنانچه شرکت قادر باشد 20% ازسربار ثابت قطعه ب را در تولید محصول دیگری بنام ج بکار گیرد در این صورت به نظر شما محصول را تولید کند یا از بیرون خریداری نماید ؟

حل :

به دلیل اینکه هزینه های مربوط با حذف تولید حذف می شوند بنابراین 20% هزینه می تواند در جای دیگری سرمایه گذاری شود بنابراین به قیمت تمام شده اضافه می شود .

هزینه های مربوط تولید قطعه ب :

مواد مستقیم       1000 ریال

دستمزد مستقیم    700  ریال                               

سربار             520 ریال  ( 40% *1300)

هزینه فرصت (سربار قابل حذف )156 ریال  ( 20% *60%*1300)

جمع :         2376 ریال

(هزینه تولید )  (بهاي خريد)در نتیجه : خرید توجیه اقتصادی دارد .

با توجه به فرض ب و با توجه به نیاز شرکت به 5000 واحد از این قطعه ، خرید محصول ب چه تاثیری در سود و زیان دارد

380000=(2300-2376)*5000

 

مثال دوم :

شرکت الف به تولید محصول آلفا مشغول است . تولید این محصول به قطعه ای به نام A نیاز دارد . در گذشته شرکت این قطعه را راساً تولید نموده است . در سال گذشته 5000 عدد از این قطعه تولید و بهای تمام شده هر واحد آن بشرح زیر است :

بهای تمام شده هر قطعه A :

مواد مستقیم                            5000 ریال

دستمزد مستقیم            3000  ریال                               

سربار متغیر                             2000 ریال 

سربار ثابت (غیر قابل اجتناب)3000 ریال 

جمع :         13000 ریال

شرکت در سال آینده به 6000 واحد از این قطعه نیاز دارد و پیش بینی می شود در سال آتی هزینه های متغیر 10% افزایش یافته و هزینه های ثابت بدون تغییر باقی بماند . اخیرا یک شرکت قطعه ساز پیشنهاد کرده که نیاز شرکت به این قطعه به ازای هر واحد 12000 ریال را برآورد نماید . به نظر شما شرکت قطعه را خود تولید نماید یا بخرد ؟

بهای تمام شده هر قطعه A در سال بعد :

مواد مستقیم                                  5500 ریال  = 1.1*5000

دستمزد مستقیم 3300  ریال = 1.1*3000

سربار متغیر2200 ریال  =1.1*2000

سربار ثابت (هزینه نامربوط)2500 ریال  =

جمع :                                      13500 ریال

11000=2500-13500= بهای تمام شده مربوط       

در نتیجه : (هزینه تولید )  (بهاي خريد) و بنابراین تولید توجیه اقتصادی دارد .

فرض کنید در صورتی که شرکت قطعه A را از بیرون بخرد می تواند از ظرفیت آزاد شده برای تولید قطعه دیگری بنام B استفاده کند و در مجموع 6000000 ریال صرفه جویی کند . مجددا بهای تمام شده مربوط را محاسبه و تصمیم گیری نمائید .

بهای تمام شده مربوط :

مواد مستقیم                                  5500 ریال 

دستمزد مستقیم                               3300  ریال

سربار متغیر                                 2200 ریال 

هزینه فرصت                  1000 ریال  =

جمع :                              12000 ریال

(بهای تمام شده مربوط) 12000 = 12000 (بهای خرید بیرونی )    بی تفاوت است که بخریم یا تولید کنیم .

فرض کنید با توقف تولید A شرکت علاوه بر صرفه جویی در هزینه تولید B به مبلغ 6000000 ریال قادر است بخشی از سربار ثابت محصول B (به ازای هر واحد 500 ریال ) را حذف نماید . مجددا بهای تمام شده مربوط را محاسبه و تصمیم گیری نمایید .

بهای تمام شده مربوط :

مواد مستقیم                                  5500 ریال 

دستمزد مستقیم                               3300 ریال

سربار متغیر                                 2200 ریال 

هزینه فرصت                               1000 ریال

سربار ثابت قابل اجتناب                     500 ریال

جمع :                                       12500 ریال

در نتیجه : (هزینه تولید )  (بهاي خريد) و بنابراین خرید توجیه اقتصادی دارد .

پذیرش سفارش مخصوص :

این موضوع زمانی پیش می آید که :

1.       بخشی از ظرفیت تولید شرکت بلا استفاده باشد .

2.       یک خریدار خاص سفارش تولید تعدادی محصول با قیمتی پایین تر از قیمت فروش شرکت و یا با کیفیتی بالاتر از کیفیت محصول فعلی شرکت ارائه نموده باشد .

3.       سفارشات بصورت عمده هستند .

4.       پذیرش سفارش برای شرکت امکانپذیر است .

در چنین حالتی باید هزینه های تولید سفارش مورد نظر را محاسبه نمود و با قیمت پیشنهادی خریدار مقایسه کرد . در صورتی که قیمت پیشنهادی خریدار از هزینه های مربوط به تولید بیشتر بود سفارش را می پذیریم . در این حالت باید توجه داشته باشیم سفارش مخصوص سودی مورد نظر نیز داشته باشد که باید سود مورد نظر را به هزینه های مربوط اضافه کنیم .

مثال :

شرکت آلفا دومحصول الف و ب را تولید می کند . تولید هر واحد محصول الف 30 دقیقه و تولید هر واحد محصول ب یک ساعت زمان نیاز دارد و بهای تمام شده هر یک از محصولات بشرح زیر است :

محصول الف :

مواد مستقیم           50  ریال

دستمزد مستقیم       30  ریال                               

سربار       40 ریال  ( 50% سربار ثابت)

جمع :                 120 ریال

 

محصول ب :

مواد مستقیم        100 ریال

دستمزد مستقیم     70  ریال                               

سربار      120 ریال  (60% سربار ثابت)

جمع                 290 ریال

در حال حاضر شرکت 2000 ساعت ظرفیت بدون استفاده دارد .اخیراً دو پیشنهاد به شرکت شده است :

الف ) تولید 2000 واحد محصول الف به قیمت هر واحد 110 ریال

ب) تولید 1200 واحد محصول به قیمت هر واحد 270 ریال

به نظر شما شرکت کدام از موارد زیر را می پذیرد . در صورت انتخاب هر گزینه دلیل خود را توضیح دهید ؟

1.       هر دو سفارش را بپذیرد ؟

2.       هیچکدام را نپذیرد ؟

3.       سفارش الف را بپذیرد ؟

4.       سفارش ب را بپذیرد ؟

1000= 5/0 *2000= زمان لازم جهت پذیرش سفارش الف

1200=    1 *1200=   زمان لازم جهت پذیرش سفارش ب

                                            2200                      زمان لازم جهت پذیرش دو سفارش

چون ظرفیت شرکت 2000 ساعت است پس نمی تواند هر دو سفارش را بپذیرد .

قیمت تمام شده مربوط :

الف :                                                                                                        ب :

مواد مستقیم           50  ریال                                               مواد مستقیم           100  ریال        

دستمزد مستقیم       30  ریال                                دستمزد مستقیم        70    ریال                               

سربارمتغیر           20 ریال  ( 50% *40)              سربارمتغیر            48   ریال  ( 40% *120)

جمع :                 100 ریال                                 جمع :                   218ریال

 

(قيمت تمام شده )  (قيمت پیشنهادي)در نتیجه : قابل پذیرش است .

(قيمت تمام شده )  (قيمت پیشنهادي)در نتیجه : قابل پذیرش است .

 

20000=(100-110)*2000= سود سفارش الف

62400=(218-270)*1200=   سود سفارش ب

با توجه به ظرفیت خالی پذیرش هر دو امکان پذیر نیست پس سفارشی که سود بیشتر دارد پذیرفته می شود ودر نتیجه سفارش ب پذیرفته می شود .

 

 

تصمیم گیری در مورد فروش محصولات مشترک در نقطه تفکیک یا پردازش اضافی آنها:

 

مرحله مشترک

گوشت درجه 1

گوشت درجه 2

استخوان و اسقاط

چرخ کردن و بسته بندی

                                                            پردازش اضافی :

                                           

گاو

 

 

                                                                                                            نقطه تفکیک

                                                                          هزینه های مربوط (پردازش اضافی)         هزینه های نامربوط درتصمیم گیری

در هنگام تصمیم گیری محصولات مشترک ، هزینه های مرحله مشترک در تصمیم گیری نامربوط هستند زیرا تولید محصولات مشترک به صورت توام و لاینفک انجام می شود و اگر بخواهیم یکی از محصولات مشترک را حذف کنیم احتمالا باید از سایر محصولات مشترک نیز صرف نظر کنیم .

در خصوص محصولات مشترک هزینه های بعد از نقطه تفکیک هزینه مربوط تلقی می گردند . برای تصمیم گیری در چنین مواردی کافی است هزینه های پردازش اضافی را با افزایش قیمت محصولات ناشی از پردازش اضافی مقایسه کنیم . در صورتی که افزایش قیمت از هزینه پردازش اضافی بیشتر بود می توان چنین نتیجه گرفت که پردازش اضافی توجیه اقتصادی دارد .

مثال :

شرکت گاما از از یک مرحله مشترک سه نوع محصول الف و ب و ج تولید می کند . هزینه های مرحله مشترک 6000000 ریا ل است . محصول الف در نقطه تفکیک به قیمت هر واحد 2000 ریال قابل فروش است و تعداد محصول تولید شده الف 1000 واحد است چنانچه شرکت بر روی محصول الف پردازش اضافی انجام دهد و برای کل محصول تولیدی 500000 ریال هزینه نماید می تواند هر واحد محصول الف را به قیمت 2470 ریال بفروش برساند . آیا پردازش اضافی مقرون به صرفه است ؟

حل :

بنابراین در صورت پردازش اضافی 30 ریال زیان داریم .

تصمیم گیری در مورد انتخاب یک راه حل از بین چند راه حل برای تولید :

همانطور که  می دانید تولید با امکانات مختلفی امکان پذیر است در برخی از روش های تولید از ماشین آلات پیشرفته استفاده می شود که اصطلاحاً روش های سرمایه بر تلقی می شود در این روش هزینه های ثابت گزاف و اصولاً هزینه های متغیر از قبیل دستمزد و غیره اندک است . برعکس روش های دیگری هستند که در بین آنها امکانات و تسهیلات تولید ضعیف تر و در عوض هزینه های ثابت کمتر و هزینه های متغیر از قبیل دستمزد بیشتر است که به این روش ها ، روش های کاربر گفته می شود . هریک از این روش ها برای سطحی خاص از تولید و برای تولید کننده خاصی مناسب است . ما با استفاده از تکنیک اقلام بهای تمام شده مربوط و با کمک نقطه بی تفاوتی قیمت تمام شده ( ) می توانیم راه حل مناسب را انتخاب نمائیم .

:  یا نقطه بی تفاوتی قیمت تمام شده نشان دهنده سطحی از تولید است که در آن سطح هزینه های تولید با دو روش مختلف نتایج یکسان دارد .

∞                                                                 0   

                       

                                   

از روشی استفاده می شود که هزینه ثابت بیشتر دارد            در این نقطه هر دو روش نتایج یکسان دارد         از روشی استفاده می شود که هزینه ثابت کمتری دارد .

مثال :شرکت آفاق در نظر دارد پارچه تولید کند برای تولید این پارچه دو راه حل (دو نوع امکانات تولید) وجود دارد که هزینه هر دو روش در زیر ارائه گردیده است .

روش اول :                                                                              روش دوم :

هزینه ثابت          10000000  ریال             هزینه ثابت                 1000000  ریال       

هزینه متغیر هر متر       2000  ریال                      هزینه متغیر هر متر           6000    ریال                               

چنانچه شرکت پیش بینی کند قادر به تولید و فروش سالیانه 5000 متر از پارچه است کدام راه حل تولید را انتخاب نماید

20000000=(5000*2000)+1000000= TCروش اول

31000000=(5000*6000)+100000= TCروش دوم

بنابراین روش اول را انتخاب می کنیم .

=10000000+(2250*2000)=14500000

=1000000+(2250*6000)=14500000                                                    TC1

TC2      

 

  14500000

تعدادتولید                                          2250            

                                       10000000

تصمیم گیری در مورد توقف خط تولید یا ادامه تولید :

در اینگونه موارد چنانچه هزینه های ثابت غیر قابل حذف مربوط به آن محصول از حاشیه فروش محصول مربوط کوچکتر باشد حذف آن محصول توجیه پذیر است .

مثال :

شرکت بتا در حال حاضر سه نوع محصول تولید و بفروش می رساند . اطلاعات تفضیلی در خصوص سود وزیان هر یک از محصولات در زیر آمده است . مدیریت شرکت تصمیم دارد محصول الف را به دلیل زیان ده بودن حذف نماید به نظر شما آیا حذف محصول الف منطقی است ؟

شرح

محصول الف

محصول ب

محصول ج

جمع

جواب : جمع بعد از حذف الف

فروش

هزینه متغیر کل

حاشیه فروش

هزینه های ثابت عمومی

5000000

(4000000)

1000000

(1800000)

(800000)

 

7000000

(3000000)

4000000

(2000000)

2000000

3000000

(1200000)

1800000

(800000)

1000000

15000000

(8200000)

6800000

(4600000)

2200000

10000000

(4200000)

5800000

(4600000)

1200000

 

 با توجه به شرایط موجود حذف محصول الف توجیه اقتصادی ندارد زیرا محصول الف 1000000 ریال حاشیه فروش ایجاد می نماید و این حاشیه فروش باعث پوشش بخشی از هزینه های ثابت عمومی می گردد و حذف این محصول باعث کاهش سود می گردد .

هزینه های ثابت عمومی : هزینه هایی هستند که با حذف تولید حذف نمی شوند بلکه به سایر محصولات تخصیص می یابند .

قاعده کلی تصمیم:

حاشیه فروش محصول مورد نظر> هزینه های ثابت غیر قابل اجتناب                              درنتیجه حذف میشود   

مثال :

اطلاعات مثال قبل را درنظر بگیرید و فقط فرض کنید از مبلغ 1800000 ریال هزینه های ثابت عمومی محصول الف 1200000 ریال آن قابل اجتناب (قابل حذف ) باشد یعنی با حذف محصول الف 1200000 ریال سربار ثابت آن نیز حذف شود .

جمع بعد از حذف الف :

فروش                                         10000000

هزینه متغیر کل                            (4200000)

حاشیه فروش                                5800000

هزینه های ثابت عمومی                   (3400000)

                                                2400000

با توجه به اطلاعات ، حذف محصول الف توجیه پذیر است .

تصمیمات قیمت گذاری محصولات جهت فروش :

چنانچه شرکت تصمیم بگیرد قیمت فروش محصولات خود را تغییر دهد (اگر کالای شرکت انحصاری نباشد ) در این صورت بالطبع تقاضای مشتریان برای کالای شرکت تغییر می کند (افزایش قیمت = کاهش تقاضا و کاهش قیمت = افزایش تقاضا ) در چنین شرایطی شرکت می تواند با استفاده از تکنیک اقلام مربوط بهای تمام شده و با محاسبه نقطه بی تفاوتی قیمت فروش(  ) در مورد تغییرات فروش تصمیم صحیح اتخاذ نماید . چنانچه تعداد فروش محصولات شرکت بعد از تغییر قیمت بیشتر از  باشد در این صورت تغییر قیمت مقرون به صرفه است .

بنابراین تغییر قیمت فروش مقرون به صرفه است . در غیر این صورت با توجه به شرایط شرکت تغییر قیمت توجیه ندارد .

:  نشان دهنده سطحی از تولید و فروش است که در این سطح سود با دو قیمت فروش متفاوت ، یکسان است .

مثال اول :

شرکت الف در حال حاضر سالیانه 5000 واحد محصول الف را تولید و به قیمت هر واحد 3000 ریال بفروش می رساند . هزینه های شرکت به شرح زیر است :

هزینه ثابت کل 5000000 ریال                    هزینه متغیر هر واحد محصول (vc) 800 ریال

مدیر شرکت از وضعیت فعلی شرکت رضایت ندارد به همین دلیل مشاورین بازاریابی شرکت دو طرح به شرح زیر به مدیریت شرکت ارائه نموده است :

طرح الف ) کاهش قیمت فروش به مبلغ 2800 ریال که این موضوع باعث افزایش تعداد فروش به میزان 10% فعلی خواهد شد .

طرح ب ) افزایش کیفیت تولید که این موضوع سبب افزایش هزینه متغیر هرواحد به میزان 10% خواهد شد . با اجرای این طرح هر واحد محصول را می توان به قیمت 3400 ریال بفروش رساند و میزان تولید و فروش نیز 10% کاهش خواهد یافت . به نظر شما کدام راه حل بهتر است ؟

حل :

طرح الف :

نرخ فروش = 2800 ریال                  VC=800  FC=5000000

قاعده تصمیم : اگر  در نتیجه : تغییر قیمت فروش توجیه پذیر است و     یعنی 5500=5500  و اجرای طرح هیچ تفاوتی در روند قبلی ایجاد نمی کند .

طرح ب )

FC=5000000                 نرخ فروش = 3400 ریال

 

بنابراین تغییر قیمت با تغییر کیفیت توجیه پذیر است .

طرح ب توجیه پذیر است .

مثال دوم :

شرکت آلفا سالانه 10000 واحد محصول تولید و به قیمت هر واحد 20000 ریال بفروش می رساند . هزینه های متغیر هر واحد محصول 8000 ریال و هزینه ثابت کل شرکت 50000000 ریال می باشد . تیم بازاریابی شرکت در طرح تغییر قیمت به شرکت پیشنهاد کرده است :

1.       افزایش قیمت فروش به مبلغ 2000 ریال که این امر سبب کاهش 10 درصدی تقاضا خواهد شد.

2.       افزایش قیمت فروش به مبلغ 5000 ریال که انجام آن مستلزم افزایش هزینه های متغیر هر واحد به میزان 2000 ریال بوده و تقاضا را 15% کاهش می دهد .

مطلوبست بررسی هر یک از دو طرح و ارائه طرح مناسب ؟

70000000=(50000000+8000*10000)-(20000*10000)=سود فعلی (قدیم)

طرح 1)

و بنابراین طرح 1 توجیه پذیر است .

طرح 2)

و بنابراین طرح 2 توجیه پذیر است .

 

 

استفاده از منابع کمیاب :

این مورد زمانی کابرد دارد که شرکت برای تولید یا فروش با محدودیت روبرو می شود به طور مثال شرکت محدودیت عوامل تولید دارد (مواد و زمان ) یا شرکت بنا بر عللی در مورد فروش محدودیت دارد مثلا محدودیت در مبلغ فروش و محدودیت در تعداد فروش . در چنین شرایطی می توان با استفاده از تکنیک بهای تمام شده مربوط محصولاتی را برای تولید انتخاب نمود که با توجه به محدودیت موجود بیشترین سودآوری را داشته باشد .

الف – چنانچه محدودیت موجود در عوامل تولید باشد ابتدا حاشیه فروش (حاشیه سود) هر واحد از محصولات شرکت را محاسبه و بر عامل محدود کننده تقسیم می نمائیم . حاصل تقسیم برای هر محصولی که بزرگتر باشد تولید آن محصول ارجحیت دارد .

هزینه متغیر هر واحد(VC) – قیمت فروش(P) = حاشیه فروش(CMU)

ب – اگر شرکت در تعداد فروش محدودیت داشته باشد برای تولید محصولی انتخاب می شود که حاشیه فروش بزرگتری داشته باشد .

ج – چنانچه در مبلغ فروش محدودیت داشته باشیم باید نسبت حاشیه فروش هر واحد محصول را محاسبه نموده و محصولی را انتخاب نمائیم که نسبت حاشیه فروش بالاتری داشته باشد .

CMR  بیانگر این است که چند درصد از فروش را حاشیه فروش تشکیل می دهد .

مثال اول :

شرکت بتا از یک نوع ماده اولیه استفاده و سه محصول الف و ب وج را تولید میکند .اطلاعات مربوط به محصولات به شرح زیر است :

هر واحد محصول :

قیمت تمام شده :                           الف                                ب                     ج

هزینه ثابت                              200                       150                        100

هزینه متغیر                     200 200 120

جمع قیمت تمام شده          400350 220

نرخ فروش                         600                          500                       400

برای تولید هر واحد از محصول الف و ب و ج به ترتیب 2Kg  و 1 Kgو 3 Kg مواد اولیه نیاز دارد و در ضمن برای تولید هر یک از این محصولات به ترتیب 50 دقیقه ، 2 ساعت و 40 دقیقه زمان نیاز است .

الف – چنانچه در دوره آتی شرکت با محدودیت تهیه مواد اولیه مواجه باشد و تنها قادر به تهیه 10000 کیلوگرم ماده اولیه باشد به نظر شما اولویت تولید به ترتیب با کدام محصولات است ؟ (شرکت در انتخاب تولید مختار است )

اولویت به ترتیب ب و الف و ج است . یعنی محصولاتی را تولید کنیم که با توجه به محدودیت بازدهی بیشتری دارند.

ب – چنانچه در دوره آتی محدودیت ساعت کار ماشین آلات را داشته باشیم اولویت تولید با کدام محصول است  ؟

اولویت به ترتیب الف و ج و ب است .

ج – چنانچه شرکت مجاز به فروش 5000 واحد محصول باشد اولویت به ترتیب با کدام محصول است ؟

اولویت به ترتیب با الف و ب و ج است یعنی هر کدام حاشیه فروش بزرگتری داشته باشند .

 د- چنانچه شرکت مجاز به فروش 2000000 ریال محصول باشد اولویت به ترتیب با کدام محصول است (اولویت محدودیت در مبلغ فروش ) .

اولویت به ترتیب با ج و الف و ب است .

 

 

 

 

 

مثال دوم :

شرکت گاما از یک نوع ماده اولیه استفاده و سه محصول الف و ب وج را تولید میکند .اطلاعات مربوط به محصولات به شرح زیر است :

محصول  قیمت فروش         هزینه متغیر هرواحد

الف                                2000                                        1000

ب                                 3000                                        1500

ج                                  1000                                        400

هزینه ثابت کل شرکت 8000000 ریال است .

برای تولید هر واحد از محصول الف و ب و ج به ترتیب 1Kg  و 2 Kgو 1.5 Kg مواد اولیه نیاز دارد و در ضمن برای تولید هر یک از این محصولات به ترتیب 1 ساعت ، 100 دقیقه و 20 دقیقه زمان نیاز است .

الف – فرض کنید شرکت در تامین مواد اولیه با محدودیت مواجه است . اولویت تولید را به ترتیب تعیین کنید .

اولویت به ترتیب الف وب و ج است .

ب – چنانچه در دوره آتی محدودیت ساعت کار ماشین آلات را داشته باشیم اولویت تولید با کدام محصول است  ؟

اولویت به ترتیب ج و الف و ب است .                                    

 

ج – چنانچه شرکت مجاز به فروش 100000000 ریال محصول باشد اولویت به ترتیب با کدام محصول است ؟

اولویت به ترتیب با ج و ب و الف است .

 د- فرض کنید شرکت هیچ نوع محدودیتی را ندارد یا محدودیت در تعداد فروش دارد .

اولویت به ترتیب با ب و الف و ج است .

نکته مهم :

زمانی که نرخ هزینه ها در حال بررسی است ، نرخ هزینه های متغیر ثابت است و فقط در اثر تورم افزایش می یابد ولی نرخ هزینه های ثابت متغیر است و در اثر تغییر در تعداد تولید و بروز تورم تغییر می کند ولی زمانی که هزینه ها در کل مورد بررسی قرار می گیرند ، هزینه متغیر کل در اثر تورم و تغییرات تولید تغییر می کند ولی هزینه ثابت کل فقط تحت تاثیر تورم قرار می گیرد .

 

 

 علیرضابیات

 

 

+ نوشته شده توسط حسابداران ارشد91_ساوه در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 و ساعت 13:54 |